سفارش تبلیغ
صبا
ای آن که با رازگویی طولانی اش، همدم عارفان گشت و لباس دوستی اش را بر تن ترسیدگان پوشاند ! [امام سجّاد علیه السلام ـ در نیایشش ـ]
 
چهارشنبه 90 خرداد 4 , ساعت 2:32 عصر

به نام خدا

 


خدا رحمت کند ناصر حجازی را . . .
برایش احترام خاصی قایل بوده و هستم . . .
دلایلش هم زیاد است، یکیش اینکه خیلی شبیه عمو فوتبالیست ما بوده و اتفاقا هر دو هم دروازه بان و . . .
اما، 

چیزی هست که خیلی آزار می دهد

ساعتی پس از فوت ایشان، رییس مجلس پیام تسلیت می دهد، بعد معاون اول رییس جمهور، نوبت به روسای تربیت بدنی می رسد، شب در تلویزیون قبل و حین برنامه نود هیات صدا و سیما و پیگیری شخص ریاست محترم صدا و سیما و تسلیت سازمانی ها!
کافی نیست!
صبح سه شنبه روزنامه همشهری در عکسی بزرگ از اسطوره عزیز، تیتر می زند: شهردار تهران درگذشت مرحوم ناصرحجازی را تسلیت گفت...
ساعت نه صبح پیام تسلیت رییس جمهور هم منتشر می شود . . .
گمانم تنها رهبری معظم مانده اند که پیام تسلیت نداده باشند . . .
حرفم تمام،

ولی . . .

چند هفته ای می شود که وزارت نفت سرپرست ندارد . . .
بعد از سال ها هم ریاست سازمان اوپک به ایران رسیده که طبق قانون سازمان وزیر نفت باید رییس اوپک باشد . . .

ظاهرا مهم نیست . . .
دوباره: چند هفته ای می شود که وزارت نفت، مهم ترین وزارتخانه اقتصادی ایران در سالی که قرار است جهاد اقتصادی باشد رییس ندارد . . .
کم کم آدم مشکوک می شود . . .
کم کم . . .
خدایا! خودت کمک کن . . .


چهارشنبه 90 خرداد 4 , ساعت 1:10 عصر

به نام خدا

 


خدا رحمت کند ناصر حجازی را . . .
برایش احترام خاصی قایل بوده و هستم . . .
دلایلش هم زیاد است، یکیش اینکه خیلی شبیه عمو فوتبالیست ما بوده و اتفاقا هر دو هم دروازه بان و . . .
اما، 

چیزی هست که خیلی آزار می دهد

ساعتی پس از فوت ایشان، رییس مجلس پیام تسلیت می دهد، بعد معاون اول رییس جمهور، نوبت به روسای تربیت بدنی می رسد، شب در تلویزیون قبل و حین برنامه نود هیات صدا و سیما و پیگیری شخص ریاست محترم صدا و سیما و تسلیت سازمانی ها!
کافی نیست!
صبح سه شنبه روزنامه همشهری در عکسی بزرگ از اسطوره عزیز، تیتر می زند: شهردار تهران درگذشت مرحوم ناصرحجازی را تسلیت گفت...
ساعت نه صبح پیام تسلیت رییس جمهور هم منتشر می شود . . .
گمانم تنها رهبری معظم مانده اند که پیام تسلیت نداده باشند . . .
حرفم تمام،

ولی . . .

چند هفته ای می شود که وزارت نفت سرپرست ندارد . . .
بعد از سال ها هم ریاست سازمان اوپک به ایران رسیده که طبق قانون سازمان وزیر نفت باید رییس اوپک باشد . . .

ظاهرا مهم نیست . . .
دوباره: چند هفته ای می شود که وزارت نفت، مهم ترین وزارتخانه اقتصادی ایران در سالی که قرار است جهاد اقتصادی باشد رییس ندارد . . .
کم کم آدم مشکوک می شود . . .
کم کم . . .
خدایا! خودت کمک کن . . .


شنبه 90 اردیبهشت 24 , ساعت 12:44 عصر

به نام خدا

این خبر را در صفحه آخر روزنامه همشهری روز شنبه 24/2/1390 خواندم:

 

« پسر بچه ده ساله بولیویایی برای یافتن مادرش حدود هزار کیلومتر در زیر یک کامیون مخفی شد تا به شیلی و محل اقامت مادرش برسد.

فرانکلین ویلکا هوآناکو تمام این مسافت را طی دو روز بدون آب و غذا در اتاقک فلزی کوچکی که زیر کامیون تعبیه شده بود به سر برد. وی به رسانه ها گفت، سه سال و نیم قبل، مادرم به اتهام حمل مواد اولیه ساخت کوکائین دستگیر شد و او را به منطقه ای در شیلی تبعید کردند.

به همین دلیل، تصمیم گرفتم برای ملاقاتش این مسیر طولانی را طی کنم.

جالب اینجاست که بی آب و غذا بودن، تنها مشکل این پسر بچه نبوده است و کامیونی که وی خود را در زیر آن پنهان کرده بود از مناطق سردسیر و برفگیر بولیوی عبور کرده است.»

 

***

تاگور -ادیب هندی- جمله ای دارد به این مضمون که:

«تا وقتی کودکی به دنیا می آید، یعنی هنوز خدا به بشر امیدوار است . . .»

 

2) خودتان فکر کنید که الان چه باید گفت . . .


چهارشنبه 90 فروردین 24 , ساعت 12:1 عصر

بسم ا... الرحمن الرحیم

 

تقدیم به مسلمانان  . . .

تقدیم به وطن دوستان . . .

تقدیم به آنان که «حب الوطن» را «من الایمان» می دانند . . .

 

 

تقدیم به تونس:

در منتهای صبوری

به انتهای صبوری رسیده ام

فریاد!

 ***

تقدیم به مصر:

انفجار خوشه بنفش ٍ یاس ٍ رازقی

بر سر دیوار

بهار!

بهار!

 

***

تقدیم به یمن:

پنجره

 از دیوار بیزار

و

وجودش بسته به دیوار

 

***

تقدیم به لیبی:

شب

سر رفتن نداشت!

اما صبح

قصد آمدن داشت!

 

***

تقدیم به بحرین:

 

برای کشتن ماهی

رودخانه را کشتند!

***

 

 پس نوشت:

همه این قطعات برگرفته از کتاب «مثل یک حباب آبی» اثر خانم «قدسی قاضی نور» است . . .

نشر سالی

2) چقدر غریب افتاده ایم، اخبار روزمان اخبار خودمان  است . . .

آخ . . .

 


دوشنبه 89 بهمن 25 , ساعت 3:21 عصر

به نام قادر متعال

سخت می ترسم . . .

دلهره، هراس، تشویش، آشوب . . .

می ترسم، سخت . . .

***

1) فاصله حق از باطل به اندازه یک تار مو است . . .

2) فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

 


سه شنبه 89 شهریور 30 , ساعت 11:40 صبح

یا رحمان یا رحیم

این روزها رییس دولت بعد از نهم برای هفتمین بار برای شرکت در شصت و پنجمین مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته است . . .

مجمع عمومی سازمان ملل در سومین هفته ماه سپتامبر هر سال برگزار می شود که 192 عضو سازمان ملل در آن شرکت می کنند. . .

حالتی مثل ارایه گزارش سالیانه دارد، اگر حرفی برای زدن داشته باشی تریبون خوبیه و الا بیشترش سخنرانی های کسالت بار است . . .

این بخش را از سایت خبری فرارو دیدم که دیدم دارای نکته است، کامنت یکی از خوانندگان هم جالب بود  . . .

 

اصل مطلب: یکی دیگر از سفرهای پرحاشیه احمدی‌نژاد به نیویورک پنجمین سفر او است که سه ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری انجام پذیرفت. در جریان سخنرانی احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل، نمایندگان برخی از کشورها سالن را ترک کردند. گفته شد که نمایندگان 145 کشور از 192 عضو سازمان ملل در سالن حضور نداشتند که فراگیرترین غیبت از این نوع از زمان تاسیس مجمع عمومی بود.

 

* کامنت:

 

هوا پیمارو دارین چه حالی میکنن دسته جمعی دوره هم دوربین بچرخه خانواده ها هم هستن! یه روز خاتمی این هوا پیمارو برا ابرهوا پیمارو دارین چه حالی میکنن دسته جمعی دوره هم دوربین بچرخه خانواده ها هم هستن! یه روز خاتمی این هوا پیمارو برا ابروی مملکتش خرید همینا داشتن از اشرافی گری دولتش میگفتن! حالا بازم به یاد بیارین سخنان خاتمی و تو اولین سفر به نیویورک و ... سالن پر از نمایندگان ملت ها... از استکباری تا ازادی خواه و اسلامی...گفتگوی تمدن ها... آن بود غرور ملی... نه استهزا ایشان در کلمبیا بیبینیم این بار چک سفید امضا از از غرور و بزرگی ایران به دست چه کسانی میدهند

***

پس نوشت:

به قول فرهاد: آخ، اگه بارون بزنه . . .


 


جمعه 89 شهریور 26 , ساعت 4:6 عصر

به نام خدا

سلام، در حال بازگشت از اربیل هستیم، اربیل را خود کردها به هَولار می گویند . . .

نکاتی عجیبی هست که تند و سریع برایتان می گویم:

1- دیروز یک مجله کردی دیدیم به اسم اسراییل- کردستان. خیلی عجیب بود، شنیده بودیم که در کردستان یهودی زیاد است و نه تا این حد از روابط، به هر حال روابط در این حد نزدیک برای همسایگان و حتی خود عراقی ها حساس است . . .

2- در سلیمانیه به یک مرکز تجاری به نام کاسو مال رفتیم. یک ساختمان 5 طبقه که از منفی یک تا مثبت چهار بود. ساختمان در مرکز شهر بود و توسط چینی ها ساخته شده بود. طبیعی بود که همه چیز آنجا هم چینی فروشی باشد. از کنداکتور که وسیله الکتریکی نسبتا پیشرفته است تا مایو و اسباب بازی.

مرکز تجاری شیخان هم که مرکز تجاری ایران است را هم دیدیم. یه صف مغازه به هم چسبیده در یه جایی که با ماشین باید بری و کنار یک بزرگراه است. بد نبودا ولی چون پاساژ نبود چنگی به دل نمی زد . . .

داشته باشید چین در این یکی دو ماهه کشور دوم اقتصادی جهان شده و ژاپن را کنار گذاشته و  . . .

درست میشه . . .

3- آلبوم های آهنگ داریوش، معین و ستار را در مراکز موسیقی اینجا دیدیم . . . جالب بود . . .

4- دیشب همسایه ما شیشه ماشینش را فراموش کرده بود بالا بکشد - شیشه سمت راننده- .

صبح ما کنجکاوتر بودیم ببینیم چیزی شده یا نه  . . .

مدارک همه اش سرجاش بود، ماشین هم . . .

5- فاصله سلیمانیه تا اربیل 180 کیلومتر است و دو ساعته می آیید. جاده نسبتا مناسبی است . . .

6- یه چیز خیلی خیلی مهم:

اینجا هوا خیلی گرم است، از تهران که گرم تر است هیچ به نظرم از ماهشهر هم داغ تر می آید . . .

تصور ما از کردستان یک جای سر سبز و با شبهای سرد بود، ولی با روزهای گرم و شبهای معتدل و زمین های بیابانی مواجه شدیم، البته مشخص است که بهار سرسبزی دارد . . .

ظاهرا فصل را اشتباه گرفتیم، گرمکن هایی هم که برای گرم شدن آورده بودیم تا حالا که کاربردی نداشته است . . .

7- در هتل عکس ملا مصطفی بارزانی را به صورت حماسی روی دیوار دیدیم . . .

نمی دانم چرا، ولی ناخواسته از این مرد خوشم می آید، هم از خودش و هم از پسرش مسعود بارزانی . . .

هدفشان کردها است نه دیگری . . .

چند وقت پیش که ططری نماینده سابق مجلس که از کردها بود درگذشته بود، پیام تسلیت بارزانی را دیدم . . .

فعلا خداحافظ


پنج شنبه 89 شهریور 25 , ساعت 1:52 عصر

به نام خدا

امروز پنج شنبه 25 شهریور 89 است . . .

اینجا سلیمانیه بودیم . . .

هیچ غصه نخورید چیزی را از دست ندادید . . . کشور خودمون از همه جا بهتره . . .

اگر می خواهید غصه بخوربد برای امروز غصه نخورید، برای فردا باید گریست . . .

هر کس امروز چیزی را می خورد که دیروز کاشته است، اگر به لطف خدا امروز کشور در منطقه تک است و می گویم غصه نخورید برای این است که کشور ما در منطقه تک است، آباد است و پیشرو، لاقل یکسری کارخانه دارد و جاده و آب و بهداشت و کلی چیز دیگه . . .

اگر هم همه جاهایش نیست لااقل خیلی جاهایش هست . . .

سفر وحشتناک توسعه در اینجا محسوس است . . .

همیشه این سوال به صورت یک کلیشه شنیده می شود که فردا از آن کیست؟

با آنچه اینجا دیده می شود جواب ساده است . . . فردا از آن کسی است که امروز را . . .

***

داریم بر می گردیم . . .

اما اینجا جالب است . . . سایت بالاترین و یوتیوب را بدون فیلتر باز می کنم، سرعتش هم بد نیست، تیتراژ سریال قهوه تلخ را در یوتیوب دیدیم . . .

سلیمانیه به نظر شهر با نشاطی می آید، رستوران های زیادی دارد (هر چند شاید غذاهایش به طبع ما نباشد)، پل و خیابان کشی دارد، فاصله با توسعه دارد اما در حال تکمیل است، ظاهرا شهر زیر نظر خانم جلال طالبانی رییس جمهور فعلی عراق، هیرو خانم، است و یکی از سه شهر مهم اقلیم کردستان می شود . . .

شادی مردم از رییس بودن مسعود بارزانی در اقلیم کردستان و رییس جمهور بودن طالبانی از امنیت پدیدآمده در این منطقه مشخص است . . .

از مرز تا اینجا سلیمانیه جاده مناسبی ندارد، یک جاده که هر طرف یک باند دارد ولی در حال توسعه است، خاکبرداری ها انجام شده است . . .

با خانواده هم می شود آمد ولی ترجیح این است که با ماشین شخصی از طریق مرز باشماق که نزدیک مریوان است بیایید . . .

راستی چند روز مرز بسته بود، یه چیز خنده دار اتفاق افتاده بود . . .

تو اربیل که اینجا به ان هیولر می گویند یکی از خواننده های زن ایرانی کنسرت داشت، به خاطر همین چند روز مرز بسته بود، چی باید گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ار متن های مرسوم طولانی تر نوشتیم، خسته نباشید . . .

فعلا یا علی(ع)

 

 


یکشنبه 89 مرداد 24 , ساعت 11:1 صبح

یا رحمان یا رحیم

سابق بر اینها ما چند نفر بودیم که شنبه ها عصر با هم قرار می گذاشتیم و بیرون می رفتیم . . .

حوصله می کردیم سینما می رفتیم، حوصله نداشتیم نمی رفتیم . . .

مراسم ها ساده برگزار می شد . . .

منتهی برنامه ثابت شام بود . . .

خلاصه این برنامه ثابت شنبه های ما بود . . .

تا اینکه بچه ها هر کس به سمتی از دنیا رفت، یکی کانادا یکی . . .

***

یک شب پنج نفری سوار ماشین شده بودیم و داشتیم می رفتیم که یکهو یه راننده وانت بی هوا دنده عقب وارد خیابان شد، خیلی خطرناک بود . . .

بنده هم که راننده بودم پیاده شدم تا دلخوریم را بهش بگویم . . .

راننده که ما را دید دلخوریم با خنده دستهاش را بالا برد که عذر می خواهم . . .

تمام شد . . .

حساب کنید که اگر لجبازی در هر کدام از ما پیدا می شد چه می شد . . ؟

همان شب حامد گفت عناد و لجبازی در اسلام جایی ندارد . . .

 

 

 


سه شنبه 89 مرداد 19 , ساعت 12:30 عصر

بسم ا... الرحمن الرحیم

پیش نویس:

از دو روز پیش که این خبر را شنیدم تاکنون، مانده ام حیران . . .

***

سواپ به معنی معاوضه است، مبادله کردن، جایگزین کردن و ...

یکی از حالتهای سواپ زمانی است که کشوری صاحب منابع زیرزمینی به کشوری در همسایگی خود این منابع را صادر کند و در عوض این منابع، منابع دیگری به نقطه سومی از سوی کشور دریافت کننده (کشور دوم) صادر شود.مثلا در نظر بگیرید ترکمنستان که به آبهای آزاد دسترسی ندارد گاز خود را به شمال ایران بدهد و ما هم آن را در شمال کشور مصرف کنیم و در عوض در جنوب معادل آن گاز وارداتی را به جای ترکمنستان صادر نماییم.

اما اصل خبر:

 جمهوری آذربایجان(همسایه شمالی ایران) یک کشور دو تکه است و تکه کوچکتر و خودمختار آن نخجوان نام دارد و بین نخجوان و آذربایجان، ارمنستان است.

برای تامین سوخت نخجوان، سواپ سوخت بین ایران و آدربایجان صورت می گرفت (ایران از آذربایجان سوخت می گرفت و معادل آن گاز به نخجوان صادر می کرد)

خبر این بود: ظاهرا قرار است قرارداد سواپ ایران به نخجوان لغو شود و جایگزین آن برای تامین سوخت ترکیه می شود.

جالب و احمقانه است . . .

ترکیه ای که خود وارد کننده گاز از ایران و روسیه است به نخجوان گاز صادر می کند . . .

جالب تر اینکه ترکیه سه برابر نیاز داخلی خود گاز خریداری می کند . . .

***

در هر کار سیاسی هر کس به سهمی می رسد . . .

بیانیه تهران، نقش ترکیه و بعد هم سهم ترکیه . . .

***

سر پالمرستون -یکی از وزاری خارجه انگلیس در قرن 19- گفته: انگلیس نه دوست دائمی دارد و نه دشمن دائمی . . .

ما در کجا به سر می بریم . . ؟


   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ